پل الکساندر سوم، موزه ای روباز از هنر شهر پاریس

در میان پل های متعدد رود سن در پاریس، پل الکساندر سوم از چنان زیبایی چشمگیری برخوردار است که بعد از برج ایفل، گردشگران زیادی را از اقصی نقاط جهان به سوی خود فرا می خواند.

تصویر از [نام تور] | Ashianeh Parvaz

پل ریچارد الکساندر (Paul Richard Alexander) یکی از برجسته‌ترین و الهام‌بخش‌ترین افرادی است که نه فقط در مواجهه با یک معلولیت شدید، بلکه در راه تبدیل آن به یک زندگی پربار و هدفمند موفق شده است. او که در سال ۱۹۴۶ در دالاس، تگزاس به دنیا آمد، در سن شش‌سالگی مبتلا به پولیومیلیت (فلج اطفال) شد و از آن زمان به یکی از نمادهای مقاومت در برابر محدودیت‌های جسمی تبدیل گردید.

در این مقاله، زندگی و آثار پل الکساندر را به تفصیل پوشش می‌دهیم، از ابتلا و درمان ویروس تا تحصیل، حرفهٔ حقوقی، فعالیت‌های اجتماعی و میراثی که به جای گذاشت.

تصویر از [نام تور] | Ashianeh Parvaz

پل الکساندر سوم، لزانولید (Les Invalides)، محل  آرامگاه ناپلئون ، را در سمت چپ رودخانه به خیابان شانزلیزه در سمت راست متصل، می‌کند و چشم‌انداز باشکوهی از برج ایفل  برای گرفتن عکس‌های عروسی به دست می‌دهد. قدم زدن روی این پل شما را به گردشی دلپذیر در موزه‌ی روباز پاریس می‌برد. پل الکساندر سوم به خاطر داشتن مجسمه‌های زیبا نظیر شیرها، فرشتگان کوچک، پریان، کوپیدو یا خدای عشق، ارواح آب، ماهی‌ها، صدف‌های حلزونی و هیولاهای دریا به موزه‌ی روباز مشهور است. چراغ‌هایی مجللی به سبک آرت نوو به این پل روشنایی بخشیده‌اند.

چهارستون، بدون آنکه جلوی دید را بگیرند، تعادل طاق پل را حفظ کرده‌اند. بر روی هر پایه از این ستون‌ها، مجسمه‌ای نمادین قرار دارد که فرانسه را در دوران متفاوتی همچون دوره‌ی شاه شارلمانی، رنسانس، لوئیس چهاردهم و درنهایت عصر مدرن نشان می‌دهند. این مجسمه‌های طلایی، سرستون‌ها را به زیبایی آراسته‌اند و نمادی از تجلی چهار عنصر علم، هنر، تجارت و صنعت در فرانسه هستند که اسب‌های بالدار پگاسوس (Pegasus) را به خدمت خود در آورده‌اند.

 

تصویر از [نام تور] | Ashianeh Parvaz

بعد از جنگ میان فرانسه و پروس (Franco Prussian War) در سال ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۱، موج دوم انقلاب صنعتی توانست آبادانی، شکوفایی و حتی نفوذ فرهنگی گسترده‌‌تری را برای فرانسه به‌ویژه شهر پاریس، به ارمغان بیاورد. در این زمان، اروپا شاهد بیش از ۴۰ سال، صلح و آرامش بود و فضای امیدبخشی در این دوره وجود داشت. فرانسه به‌رغم رقابت‌های سخت با انگلیس، اتریش و آلمان  دارای بهترین موسسات آموزشی، پزشکی و علمی در سرتاسر اروپا بود.

این پل به اسم تزار روسیه، الکساندر سوم نام‌گذاری شد که در سال ۱۸۹۲ نقش مهمی در به وجود آوردن اتحاد بین روسیه و جمهوری سوم فرانسه (Third Republic) ایفا کرد. پل الکساندر سوم آغاز روابط دیپلماتیک میان فرانسه و روسیه را جشن می‌گرفت و از آن تجلیل می‌کرد. در آن زمان، اشراف‌زادگان روسی، زبان فرانسه را در سنین جوانی یاد می‌گرفتند و مانند زبان مادری خود سخن می‌گفتند. نیکلاس دوم، پسر الکساندر، سنگ بنای پل را در سال ۱۸۹۶ گذاشت.

تصویر از [نام تور] | Ashianeh Parvaz

کودکی و ابتلای به بیماری

پل الکساندر در ۳۰ ژانویه ۱۹۴۶ در دالاس تگزاس در خانواده‌ای با پیشینهٔ یونانی (پدر) و لبنانی‌تبار (مادر) به دنیا آمد.

در سال ۱۹۵۲، یعنی زمانی که فقط شش سال داشت، دچار ویروس فلج اطفال شد.

بنا به گزارش‌ها، وی پس از ابتلا توانایی تنفس مستقل را از دست داد و پزشکان او را در محفظه‌ای به نام «ریه آهنی» (iron lung) جاگذاری کردند — دستگاه بزرگی که بدن را از گردن به پایین در بر می‌گیرد و با ایجاد فشار منفی، تنفس بیمار را کنترل می‌کند.

او توانست با تکنیکی به نام «تنفس گلو-حلقی» (glossopharyngeal breathing) یا همان «frog breathing»‌، برای مدتی از دستگاه خارج شود.

تحصیل و مسیر حرفه‌ای

با وجود معلولیت شدید و نیاز به دستگاه حبس‌کننده، پل الکساندر تحصیلات خود را ادامه داد. در سال ۱۹۶۷ از دبیرستان W.W. Samuell در دالاس فارغ‌التحصیل شد — اولین فردی که بدون حضور فیزیکی در کلاس‌ها این کار را کرد.

سپس بورسیه‌ای برای دانشگاه متدیست جنوبی دریافت کرد و بعدها به دانشگاه تگزاس در آستین منتقل شد، جایی که در سال ۱۹۷۸ مدرک لیسانس گرفت و در سال ۱۹۸۴ مدرک دکترای حقوق (J.D.) را دریافت کرد.

او در سال ۱۹۸۶ به کانون وکلا پذیرفته شد و به عنوان وکیل مشغول به کار شد.

تمام این‌ها در حالی بود که وی از گردن به پایین فلج بود و دستگاه ریه آهنی بخش عمده‌ای از زندگی‌اش را شکل می‌داد.

زندگی با «ریه آهنی» و معنای آن

دستگاه ریه آهنی (iron lung) در دوران شیوع گسترده فلج اطفال در دههٔ ۱۹۵۰ میلادی برای بیمارانی که عضلات تنفسی‌شان فلج شده بود، استفاده می‌شد. پل الکساندر یکی از معدود کسانی بود که برای دهه‌ها از این دستگاه استفاده کرد و به‌عنوان رکورددارِ بیشترین مدت زندگی با این دستگاه شناخته شد.

او ماه‌ها در بیمارستان بود و پس از ترخیص، دستگاه را به خانه بردند.

هرچند که امروزه چنین دستگاه‌هایی تقریبا منسوخ شده‌اند، پل همچنان آن را انتخاب کرد زیرا ترجیح می‌داد که زخمِ جدیدی در نای خود نداشته باشد.

او در یکی از مصاحبه‌ها گفت: «من هرگز تسلیم نشدم، و هنوز قصد ندارم چنین کاری کنم.»

دستاوردها و فعالیت‌ها

•انتشار کتاب خاطرات: در سال ۲۰۲۰، پل الکساندر خاطرات خود را با عنوان «Three Minutes for a Dog: My Life in an Iron Lung» منتشر کرد؛ کاری که بیش از هشت‌سال به طول انجامید و وی آن را با استفاده از چوبۀ پلاستیکی و قلم داخل دستگاه انجام داد.

•حضور در شبکه‌های اجتماعی: او در سال ۲۰۲۴ وارد شبکهٔ TikTok شد و ویدیوهایی دربارهٔ زندگی خود منتشر کرد و هزاران دنبال‌کننده داشت.

•وکالت و نمایندگی: با وجود محدودیت‌های فیزیکی شدید، او به وکالت پرداخت و از حقوق افراد دارای معلولیت نیز دفاع کرد.

دلیل نام گذاری این پل، الکساندر سوم چیست؟

این پل به اسم تزار روسیه، الکساندر سوم نام‌گذاری شد که در سال ۱۸۹۲ نقش مهمی در به وجود آوردن اتحاد بین روسیه و جمهوری سوم فرانسه (Third Republic) ایفا کرد. پل الکساندر سوم آغاز روابط دیپلماتیک میان فرانسه و روسیه را جشن می‌گرفت و از آن تجلیل می‌کرد.

تصویر از [نام تور] | Ashianeh Parvaz

بازتاب و میراث

پل الکساندر به نماد مقاومت، اراده و توانمندسازی بدل شد. رسانه‌های معتبر بین‌المللی مانند The Guardian و Associated Press دربارهٔ زندگی او گزارش‌های مفصل منتشر کردند.

او به‌عنوان شخصی که حدود ۷۰ سال در یک ریه آهنی زندگی کرد، رکورددار «بیشترین مدت زندگی در ریه آهنی» شد.

زندگی او تأکیدی است بر اهمیت واکسیناسیون، مبارزه با بیماری فلج اطفال و همچنین ارتقاء دیدگاه جامعه نسبت به افراد دارای معلولیت — با اینکه در بسیاری از مقاطع زندگی‌اش «تنها» بود، اما آثارش جمعی بوده‌اند.

پل الکساندر در تاریخ ۱۱ مارس ۲۰۲۴ در سن ۷۸ سالگی در دالاس درگذشت. علت دقیق مرگ وی رسمی اعلام نشد؛ هرچند وی چند هفته قبل به ویروس COVID‑19 مبتلا شده بود.

خانواده و دوستان او با انتشار پیام‌هایی از عشق، تقدیر و الهام‌گیری از زندگی‌اش صحبت کردند.

زندگی پل الکساندر داستانی است که به ما می‌آموزد: محدودیت‌های جسمی نمی‌توانند پایان راه باشند. با اراده، حمایت، و کار مستمر، انسان می‌تواند بر موانع فائق آید و اثری ماندگار بر جای بگذارد. اگرچه شرایط او بسیار ویژه بود، اما پیام او — اهمیت زندگی، انتخاب، امید — برای همه ما معنا دارد.

 

«سفرتون را با خیال راحت با آشیانه پرواز شروع کنید ؛ برنامه‌ریزی با ما، لذت با شما .»

فهرست مطالب